|

توچرانمیشنوی صدای قلب خسته ام را توچرانمیشنوی درد لبان بسته ام را چراازحال دلم بی خبری یاورراهم چراامشب نمیپرسی که چیه تودل زارم میدونستی چشم براتم روزوشب دنبال پاتم امارد پای تو نیست نمیدونی که باهاتم یادتوتوی وجودم داره مثل شمع میسوزه توی این دیارغربت کسی به حالم نسوخته می بینی چطوردارم بخاطرتو اشک میریزم می بینی چطوردارم بخاطرت شعرمی نویسم تواین دنیا تک و تنهاپیش اون خدای یکتا قسمت میدم به عشقت به اون عشق شب یلدا نشونم بده چطوری به تو میرسم دوباره کمکم کن با نگاهت یا با چشمک ستاره تو که ماه آسمونی تو که خوب و مهربونی تو که تو این غم دنیا واسه من یه همزبونی وقتی که ماه رو میبینم توی آسمون آبی همیشه حس میکنم داری بیاد من میخوابی وقتی که یاد توهستم توی خلوت چه غمگینم باخودم میگم خدایا چرا من تنها ترینم اونروزکه داشتی می رفتی چرااشکاموندیدی همیشه عاشقت هستم چراهرگزنفهمیدی نمی دونی که دلم تنگه واسه اون دوتاچشمات نمی دونی که دلم تنگه واسه اون همه حرفات حالاکه رفتی بدون بیادتم تاپای جون اما ردپای تونیست توی این راه وبیابون 
|